تبليغاتX
گروه ادبی آویژه

همانطور که همگی آگاه هستید، از این پس قرار برآن است که مسابقه های ادبی آویژه هردو هفته یک بار برگزار گردد و تمامی وبلاگ های شرکت کننده فرصت دارند تا براساس موضوع تعیین شده، مطالب خود را در وبلاگ هایشان درج نمایند ٬ از این پس به  شیوه امتیازی ادامه دهیم.این شیوه براین اساس است که به مطلب هر یک از وبلاگ نویسان عزیز امتیازی خاص خواهیم داد و در آخر با جمع این امتیازات مطلب برگزیده را انتخاب خواهیم کرد.

 

سقف امتیازات ۵۰

 

* در ضمن امتیازاتی که شما دوستان عزیز به سایر مطالب خواهید داد ٫ عددی با مضرب ۵ خواهد بود.


مسابقه سوم آویژه نیز با موضوع «عید نوروز» برگزار خواهد شد. با آرزوی سالی خوش برای همگی، تا ۴ فروردین چشم به راه دلنوشته های زیبایتان هستیم!...


  کنفرانس های مجازی در محیط yahoo messenger نیز کماکان هر دو هفته یکبار٬ جمعه ها راس ساعت ۱۶برگزار خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 11:39  توسط شهیار کبیری | 

دوستان نازنین!

پس از گردآوری آرای شما عزیزان، مطلب وبلاگ «دوست داشتنی ها» به نگارش «امیر» به عنوان «مطلب برگزیده ی دومین مسابقه ی آویژه» انتخاب شد. به «امیر» عزیز تبریک می گوییم و امیدواریم که در آینده شاهد همکاری بیشتری از سوی شما نازنینان باشیم.

 

 

**********

 

غروب دلتنگی ما,سرک کشید تو کوچه ها

بابا، با یه بسته بوته و هیزم می اومد خونه.

مامان جونم ام شام و آجیلشو می فرستاد، عیدیِ چهارشنبه سوری ام روش بود.

عصرش با بچه محل ها می رفتیم تو کوچه، واسه در کردن آخرین سه شنبه ی سال!

زردی و پلیدی هامونو می دادیم و سرخی می گرفتیم!

شبش که میومدم خونه و پر از بوی اکلیل سرنج و کبریت سوخته و هیزم تر! بودم، قبلِ حموم، دوتا دست پیر و چروک بودن واسه نوازش کردن موهای چرب و کثیفم، که نازشو به یه دنیا نمی دم.

!"مَشَه ننه" با اون لهجه ی ترکیِ غلیظ، "آخَر چَارشنبَه" رو بهم تبریک می گفت

.

.

حالا دیگه 10، 15 سالی هست که دیگه نه، مَشَه ننه ای هست، نه کوچه ای و نه بچه محلی!

حالا دیگه 10، 15 سالی هست که تو معنی نوستالوژی گیر گردم!

گیر کردما...

یعنی نوستالوژی هامون به همین راحتی رنگ می بازن؟!

چهارشنبه سوری یکی از اونا بود!

یکی از اونا؟

بود؟!

بود.

امیر- دوست داشتنی ها


اما بیشرین امتیازات در دو دوره قبل به ترتیب آرا:

۱- شهیار کبیری ۵

۲-مهرانا ۴

۳- امیر ۳

۴- مشترک سمانه و تینا ۱

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 10:48  توسط شهیار کبیری |